خطايى ، على اكبر
47
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
سلطنت بنشيند و به همان آئين كه آمده واگردد « 1 » و به همان طريق برود و روى به شهر و سراى خود بنهد [ كانه ملك و سلطنت او شدادى است . از آن سبب گويند ] مثلا « 2 » كسى كه تمام روى زمين را حكومت داشته باشد آن مقدار تجمل تواند نمودن و خود اعتقاد خاقان چين و خلق او بر آن است كه تمام روى زمين در حكم اوست و خلق چين را اعتقاد بر آن است كه سواى ممالك ايشان شهر در عالم نباشد ، و در خطاى نام اين ممالك ندانند . از براى آنكه خطائى را رسم نيست از خطاى برآيد « 3 » و ممالك عالم را ببيند و بداند [ در ما ] سواى ايشان شهر بودن را . و نيز همچون اعتقاد كردهاند كه سواى ملك ايشان همهء عالم صحراست و در فرمان خاقان است . چون اكثر آيندهها [ و ] دشمن خطاى [ از ] صحراى بيايند ، ازين جهت همه عالم را صحرا و صحراييان دانند . و خاقان چين خود را خداپرست و در دين شكمونى مىداند و حكيم مذهب است و بتپرستى كار جهلاست گويان در كتابهاى مذكورست ، و همه امراى ايشان را نيز طريق اعتقاد همين است . زيرا كه پادشاه [ در همهء علوم ] پيش ايشان اعلم ممالك بودن شرط است ، و امراى ايشان نيز شرطى است كه عالم باشند در دين خود و در علم سياق يعنى در ضبط امور ملكى . حكايت [ امراى خطاى پيشخان خطاى خط درآوردهاند كه . . . ] امراى خطاى پيشخان خطاى خط درآوردهاند كه چندين هزار خانهوار مسلمان مخلوط است در ميان مردم [ ما ] ، مثل علف بيگانه در ميان گندم . [ نمى ] شود كه اينها را پاك سازيم و ديگر اينها مال نمىدهند . خاقان چين سه جواب فرموده : يكى آنكه پدران ما درين كار هيچ تصرف نكردهاند ما چگونه تصرف كنيم . و دوم آنكه ما را حكم بر ظاهر ايشان است ، باطن ايشان را چهكار داريم . و سيم آنكه كاش مايان را هم نصيب شود همچنان مسلمان شويم . از بعضى حركات خاقان
--> ( 1 ) - سها : باز ( 2 ) - سها : بعضى ( 3 ) - سها : برآيند . . . ببينند . . . بدانند